|
از دست دادن دولتهای خاکستری* واشنگتن، بریکس را به سمت تبدیل شدن به یک بلوک ضد آمریکایی سوق میدهد. ریچارد فونتین و گیبس مککینلی، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۵ Foreign Affairs یداله فضل الهی 1404/08/14 ریچارد فونتین مدیرعامل مرکز امنیت نوین آمریکایی است. او در وزارت امور خارجه ایالات متحده، شورای امنیت ملی و به عنوان مشاور سیاست خارجی سناتور جان مککین کار کرده است. گیبس مککینلی، دستیار پژوهشی مدیرعامل در مرکز امنیت نوین آمریکایی است. او پیش از این در موسسه بینالمللی جمهوریخواهان در برنامه مقابله با نفوذ اقتدارگرایان خارجی کار میکرد. در نبرد برای شکلدهی به نظم جهانی، بریکس - گروهی متشکل از ده کشور که به نام پنج عضو اول خود (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) نامگذاری شده است - به طور فزایندهای اهمیت پیدا کرده است. این بلوک تقریباً یک سوم تولید ناخالص داخلی جهانی و تقریباً نیمی از جمعیت جهان را تشکیل میدهد. فلسفه وجودی این گروه کسب نفوذ بیشتر کشورهای به اصطلاح جنوب جهانی در صحنه جهانی بود. این موضوع ممکن است باعث شود که بریکس ذاتاً یک گروه ضد غربی به نظر برسد. به هر حال، این گروه توسط پکن و مسکو تأسیس شد. اما بریکس در طول بیش از ۱۶ سال فعالیت، خود را در موضع مخالفت با ایالات متحده و متحدانش قرار نداده است. حتی چندین عضو بریکس شرکای نزدیک ایالات متحده بودهاند. به عنوان مثال، واشنگتن رابطه تجاری قوی با برزیل ایجاد کرده است و با هند و اندونزی در امور دفاعی همکاری میکند. اما به نظر میرسد اکنون بخش عمدهای از این تصویر در حال تغییر است. در طول دهه گذشته، چین و روسیه تلاشهای خود را برای هدایت اعضای دیگر بریکس به سمت یک جهانبینی مغایر با منافع واشنگتن افزایش دادهاند. چین به شریک تجاری برتر برزیل تبدیل شده و از تلاشهای این کشور برای کاهش وابستگی به دلار آمریکا حمایت میکند. روسیه مقادیر زیادی نفت به هند فروخته است. و هر دو کشور هم چین و هم روسیه، آفریقای جنوبی را به عنوان شریکی در استقامت کردن در برابر آنچه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، آن را «استعمار» نظم مبتنی بر رهبری ایالات متحده توصیف کرده است، پذیرفتهاند. در همین حال، ایالات متحده باعث تیرگی روابط خود با اعضای دوست بریکس شده است. از سال ۱۹۹۸، زمانی که ایالات متحده هند را به دلیل آزمایش سلاحهای هستهای تحریم کرد، روابط ایالات متحده و هند تا این حد سرد نبوده است. در ماه سپتامبر، کریس لاندو، معاون وزیر امور خارجه، گفت که روابط ایالات متحده و برزیل در «تاریکترین نقطه خود در دو قرن گذشته» قرار دارد. و روابط با آفریقای جنوبی نیز از زمان پایان آپارتاید در سال ۱۹۹۴، در پرتنشترین وضعیت است. علل وخامت اوضاع در هر مورد متفاوت است، و برخی از گلایه ها و شکایات واشنگتن علیه برزیل، هند و آفریقای جنوبی - کشورهای تأثیرگذار جهانی که به تعیین رهبری جهان کمک میکنند - مشروع هستند. اما در هر مورد، دولت ترامپ روابط ایالات متحده را، به طور قابل توجهی بدتر از آنچه که باید باشد، و به دلایلی که با منافع ملی ایالات متحده قابل تطبیق نیست، تنظیم کرده است. در نتیجه، خطر جدیدی در دورنما وجود دارد: ظهور کشورهای عضو بریکس به عنوان یک بلوک بسیار فعال و ضد غرب که به طور فزایندهای تحت سلطه چین و روسیه است. اگر ایالات متحده در کوتاه مدت سیاست خود را تغییر ندهد، در درازمدت هزینه این تغییر جهت گیری را خواهد پرداخت. همه چیز از هم میپاشد تا سالجاری دموکراتها و جمهوریخواهان توافق داشتند که ایجاد یک رابطه بهتر بین ایالات متحده و هند دارای ارزش است. مزایای این امر صرف نظر از وابستگی حزبیشان، برای سیاستگذاران مشهود بود. آنها متوجه شده بودند که هند میتواند به ایجاد تعادل در برابر قدرت چین در هند و اقیانوس آرام کمک کند. هند با سریعترین رشد اقتصاد بزرگ، سود اقتصادی قابل توجهی نیز به سرمایهگذاران آمریکایی تقدیم کرد. هند بزرگترین دموکراسی جهان بود و آماده بود تا پرجمعیتترین کشور جهان باشد- همانطور که اکنون هست. روابط ایالات متحده و هند که در طول جنگ سرد به سردی گرائیده بود، در پایان دولت کلینتون رو به بهبودی گذاشت و از آن زمان تاکنون در دوران هر رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر هند، گرم شدن روابط دو کشور استمرار داشته است. تلاشهای دو حزبی برای بهبود روابط با هند منجر به مجموعهای از دستاوردهای بزرگ و ملموس شد. در سال ۲۰۰۸، دو کشور یک توافق مهم را نهایی کردند که با اجازه دادن به تجارت هستهای غیرنظامی با هند، به انزوای هستهای طولانی مدت هند پایان داد، اگرچه دهلی نو هرگز پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای را امضا نکرد. از آن سال، دو کشور تقریباً ۲۰ میلیارد دلار اسلحه فروختهاند. در سال ۲۰۱۶، کنگره ایالات متحده، هند را به عنوان "شریک اصلی دفاعی" معرفی کرد، عنوانی که به آن اجازه میدهد فناوریهای پیشرفته نظامی ایالات متحده را خریداری کند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، در طول دوره اول ریاست جمهوری خود، با نارندرا مودی، نخست وزیر هند، نزدیک شد. در سال ۲۰۱۷، واشنگتن ائتلاف چهارجانبه (Quad) ؛ ائتلافی متمرکز بر امنیت هند و اقیانوس آرام متشکل از استرالیا، هند، ژاپن و ایالات متحده؛ را احیا کرد. دولت بایدن با راهاندازی یک مشارکت فناوری که روابط صنعتی دفاعی بین ایالات متحده و هند را گسترش میداد، بر این همکاری افزود. پس از آغاز دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، مودی یکی از اولین رهبران جهان بود که از کاخ سفید بازدید کرد. و سپس، ترامپ به یکباره رابطه را به هم زد. او با اصرار مکرر بر اینکه به درگیری مه ۲۰۲۵ بین هند و پاکستان در کشمیر پایان داده است - ادعایی که دهلی نو آن را رد میکند - و با میزبانی از رئیس ستاد ارتش پاکستان در کاخ سفید در ماه ژوئن، دهلی نو را به دشمنی واداشت. به گزارش نیویورک تایمز، ترامپ دیگر قصد ندارد در اجلاس Quad که طبق زمانبندی قرار است در ماه نوامبر در دهلی نو برگزار شود، شرکت کند. با این وضع، ممکن است کل کنفرانس لغو شود. او همچنین تعرفهی 50 درصدی بر هند، از جمله افزایش ۲۵ درصدی به عنوان مجازات خرید نفت روسیه، اعمال و تهدید کرد که ده درصد تعرفه اضافی بر هر کشوری که با «سیاستهای ضد آمریکایی» بریکس همسو شود، اعمال خواهد کرد. هند این تعرفهها را «ناعادلانه، ناموجه و غیرمنطقی» خواند و از آن زمان تعامل با روسیه و چین را تعمیق بخشیده است. در ماه اوت، دهلی نو و مسکو توافق کردند که روابط تجاری دوجانبه را گسترش دهند. در ماه سپتامبر، مودی اولین سفر خود را به چین در هفت سال گذشته برای شرکت در نشست سازمان همکاری شانگهای انجام داد، جایی که او با پوتین و شی جین پینگ، رهبر چین، دست داد. ایالات متحده روابط خود را با اعضای دوست بریکس تیره کرده است. روابط دوجانبه با برزیل هرگز به اندازه روابط با هند نزدیک، جاهطلبانه یا متحولکننده نبوده است. اما دولتهای متوالی ایالات متحده نیز همکاری با برازیلیا را ارزشمند میدانستند. روابط تجاری و سرمایهگذاری در دهههای اخیر به طور پیوسته رشد کرده است و ایالات متحده از مازاد تجاری کالا - حدود 6.8 میلیارد دلار در سال 2024 - برخوردار است. دو کشور دهههاست که در زمینه امنیت و مبارزه با مواد مخدر با یکدیگر همکاری میکنند و چندین توافقنامه امضا کردهاند که شرکتهای فناوری دفاعی آنها را به هم پیوند میدهد. ترامپ در طول اولین دولت خود، روابط شخصی نزدیکی با رئیس جمهور وقت، جایر بولسونارو، برقرار کرد و واشنگتن برزیل را به عنوان متحد اصلی خارج از ناتو تعیین کرد. بعد از آن، همانند هند، بازگشت ترامپ به قدرت، روابط دو کشور را در مسیر نزولی قرار داد. به نظر میرسد بخش عمده خشم ترامپ ریشه در تصمیم برزیل برای پیگرد قانونی بولسونارو به اتهام تلاش برای کودتا پس از شکست انتخاباتی او در سال ۲۰۲۲ دارد، که احتمالا ترامپ را به یاد مشکلات قضایی خود پس از حمله هوادارانش به ساختمان کنگره آمریکا در ژانویه ۲۰۲۱ میاندازد. در ژوئیه امسال، دولت ترامپ با استناد به «شکار جادوگر» علیه بولسونارو، تعرفههای گمرکی علیه برزیل را به ۵۰ درصد افزایش داد. او همچنین از قانون جهانی مگنیتسکی2، قانونی که برای مجازات مقامات خارجی به دلیل نقض حقوق بشر تصویب شده است، برای تحریم مقامات برزیلی دخیل در محاکمه بولسونارو - از جمله قاضی دیوان عالی و همسرش - استفاده کرد. ریشه مشکلات ایالات متحده با آفریقای جنوبی به مدتها پیش از ترامپ برمیگردد. پرتوریا ادعا میکند که قهرمان حقوق بشر است، اما تمایل دارد بیعدالتیهای ایالات متحده و متحدانش را محکوم و در عین حال بیعدالتیهای چین یا روسیه را نادیده بگیرد. به عنوان مثال، آفریقای جنوبی اسرائیل را در دیوان بینالمللی دادگستری به ارتکاب نسلکشی در غزه متهم کرد. اما در هنگام تجاوز روسیه به اوکراین، آفریقای جنوبی بارها از رأیگیری سازمان ملل در مورد جنگ خودداری نمود– که این موضوع مقامات واشنگتن را دل چرکین کرد. و در سال ۲۰۲۳، سفیر ایالات متحده در پرتوریا، آفریقای جنوبی را متهم کرد که به یک کشتی روسی تحت تحریمهای ایالات متحده، به نام لیدی آر، اجازه داده است تا به یک پایگاه دریایی آفریقای جنوبی سلاح حمل کند. در سال 2024، حتی لایحهای در کنگره ایالات متحده برای بررسی روابط ایالات متحده با آفریقای جنوبی ارائه شد که نشان دهنده ناامیدی گسترده سیاستگذاران آمریکایی از پرتوریا است. با این حال، روابط ایالات متحده و آفریقای جنوبی از زمان روی کار آمدن مجدد ترامپ به عنوان رئیس جمهور، رو به وخامت گذاشته است. او آفریقای جنوبی را به نسلکشی علیه کشاورزان سفیدپوست متهم کرد، ادعایی که توسط اکثر ناظران رد شد، و با وجود اینکه اسکان مجدد پناهندگان از جاهای دیگر را به حالت تعلیق درآورد، یک مسیر پناهندگی اولویتدار برای آفریکانرها ایجاد کرد. در ماه مارس، دولت او سفیر آفریقای جنوبی را به دلیل ادعائی مبنی بر اینکه جنبش سیاسی ترامپ توسط «غریزه برتریطلبی سفیدپوستان» هدایت میشود، از ایالات متحده اخراج کرد. در ماه مه، ترامپ ویدئویی را برای سیریل رامافوسا، رئیس جمهور آفریقای جنوبی، پخش کرد که در آن ادعای خشونت علیه کشاورزان سفیدپوست مطرح شده بود و مجموعهای از مقالات را به او داد که به گفته او «مرگ، مرگ، مرگ وحشتناک» سفیدپوستان آفریقای جنوبی را توصیف میکرد. در ماه اوت، ترامپ تعرفه 30 درصدی را بر این کشور اعمال کرد. دیوار بریکس ایالات متحده از برزیل، هند و آفریقای جنوبی گلهمندی مشروعی دارد. دهلی نو از نظر تاریخی سیاست تجاری حمایتگرایانه با نرخ تعرفه متوسط ۱۲ درصد را حفظ کرده است و پس از حمله به اوکراین، برای بهرهمندی از قیمت تخفیفیافته ناشی از تحریمها، خرید نفت روسیه را در مقادیر زیاد آغاز کرد. برزیل که معتقد است هم روسیه و هم اوکراین مسئولیت برابر در جنگ دارند، تلاشهایی برای کاهش وابستگی خود به دلار آمریکا انجام داده است، از واشنگتن به خاطر تحریم ونزوئلا انتقاد میکند و آشکارا در تعقیب «یک ژئوپلیتیک جدید» است که کمتر تحت سلطه ایالات متحده باشد. سیاستگذاران آفریقای جنوبی از رهایی از نظم جهانی ناعادلانه و تحمیلی غرب صحبت میکنند و در عین حال روابط نزدیک خود را با پکن، مسکو و حتی حماس حفظ میکنند. اما دور کردن این کشورهای خاکستری برای واشنگتن کاری بسیار غیرعقلانی است. چین و روسیه به طور فعال با ایالات متحده برای نفوذ در میان خود رقابت میکنند، بنابراین برزیل، هند و آفریقای جنوبی بین یک بلوک نسبتاً لیبرال به رهبری ایالات متحده و یک محور تجدیدنظرطلب متشکل از چین، ایران، کره شمالی و روسیه گیر افتادهاند. بعید است که واشنگتن بتواند کشورهای خاکستری را به طور کامل به سمت خود جلب کند؛ در عوض، آنها ترجیح میدهند روابط خود را با چین، روسیه و ایالات متحده به طور همزمان حفظ کنند. اما اگر واشنگتن به خصومت با این کشورها ادامه دهد، میتواند آنها را از خود براند. به نفع ایالات متحده است که کشورهای عضو بریکس به دو جناح تقسیم شوند: یک جناح شامل چین و روسیه که با ایالات متحده مخالف هستند و جناح دیگر متشکل از برزیل، هند و آفریقای جنوبی که به طور خودکار با واشنگتن در تضاد نیستند. وقتی کشورهای بریکس قطبی شوند، احتمال مخالفت آنها با منافع ایالات متحده کمتر خواهد بود. اما اگر جناح اول تقویت شود، قدرت آمریکا آسیب خواهد دید. به عنوان مثال، کشورهای عضو بریکس ممکن است تلاشی هماهنگ برای دلارزدایی از تجارت و ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین انجام دهند که سلطه جهانی سیستم اقتصادی ایالات متحده و ستون اصلی نفوذ آمریکا و اثربخشی تحریمهای واشنگتن را تضعیف میکند. اگر کشورهای عضو بریکس به طور جمعی در نهادهای جایگزین، از جمله بانک توسعه جدید و ترتیبات ذخیره مشروط، سرمایهگذاری بیشتری انجام دهند، نهادهای مالی موجود به رهبری ایالات متحده و اروپا، مانند صندوق بینالمللی پول، ممکن است نفوذ خود را از دست بدهند. چین و روسیه نیز فرصتهای بیشتری برای گسترش حوزه نفوذ خود در کشورهای جنوب جهان به دست خواهند آورد و منافع ایالات متحده در این مناطق را در معرض خطر بیشتری قرار خواهند داد. وقتی کشورهای عضو بریکس دوقطبی شوند، احتمال مخالفت آنها با منافع ایالات متحده کمتر است. ایالات متحده به جای اینکه چنین کشورهای تأثیرگذار جهانی را از خود دور کند، باید با آنها همکاری کند. به عنوان مثال، میتواند با برزیل در خصوص متنوعسازی زنجیرههای تأمین نیمههادی همکاری کند و از این طریق نفوذ چین در آمریکای لاتین را خنثی کند. هند همچنان یک بازیگر کلیدی در منطقه هند و اقیانوسیه است و واشنگتن باید به بهرهبرداری از Quad برای ایجاد موازنه با قدرت چین ادامه دهد. و اگر واشنگتن بتواند با پرتوریا قرارداد تجاری امضا کند، برای مقامات امریکا امکان ترغیب آفریقای جنوبی برای همکاری با ایالات متحده پیرامون تعاملات دیپلماتیک در سراسر قاره آفریقا وجود خواهد داشت. هر سه کشور به مواد معدنی حیاتی دسترسی دارند که بازسازی روابط با آنها میتواند به ایالات متحده کمک کند تا از تأمینکنندگان رقیب فاصله بگیرد.
از قضا، دولت ترامپ، از برخی جهات، به طور غیرمعمول در موقعیت خوبی برای بازسازی این روابط قرار دارد. هیچ رئیس جمهور آمریکایی در تاریخ به اندازه او تحت فشار سیاستهای موجود نبوده یا تمایلی به تغییر رویه نداشته است. به عنوان مثال، دولت او تقریبا یک شبه از روابط گرم با هند به تقبیح و محکوم کردن آن تغییر جهت داد. و در چند ماه گذشته، علیرغم فشارهای متناوب به روسیه و اوکراین، به نظر نمیرسد ترامپ بتواند درگیری روسیه یا اوکراین را به نفع یک یا هردو طرف فیصله بدهد. این روزها سیاست خارجی ایالات متحده به سرعت تغییر میکند. اما حتی اگر روابط ایالات متحده با برزیل، هند و آفریقای جنوبی گشایش یابد، باز برخی دلخوریها باقی خواهد ماند. خاطره دمدمی مزاجی ایالات متحده به راحتی محو نمیشود. هند نمونه بارز این موضوع است: دههها طول کشید تا واشنگتن و دهلی نو بر بیاعتمادی متقابل خود از زمان جنگ سرد، زمانی که هند با اتحاد جماهیر شوروی نزدیک بود و ایالات متحده با پاکستان همکاری داشت، غلبه کنند. سیاستمداران هندی هنوز هم حمایت ایالات متحده از پاکستان در طول جنگ هند و پاکستان در سال ۱۹۷۱ و استقرار یک نیروی ویژه دریایی ایالات متحده در خلیج بنگال را به دیپلماتهای آمریکایی یادآوری میکنند. حتی اگر دولت سیاست خود را به سرعت تغییر دهد، هیچ کشور چندجانبهگرائی ناگهان به صورت کامل با ایالات متحده همراه نخواهد شد. اما این بهانهای برای تلاش نکردن نیست. اگر واشنگتن نتواند روابط خود را با برزیل، هند و آفریقای جنوبی حتی به طور جزئی بهبود بخشد، پکن و مسکو به سلامتی موفقیت خود خواهند نوشید. یداله فضل الهی 14/08/1404
*swing states استعاره از ایالتهایی است که در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، هیچکدام از دو حزب اصلی و نامزدهای آنان پشتیبانی قاطع در آن ایالت ندارد تا بتواند به آرای مجمع گزینندگان آن ایالت اتکا کند. این ایالتها به شدت مورد توجه کمپینهای انتخاباتی هستند چرا که بردن این ایالتها باعث بردن آنان در انتخابات میشود. این ایالتها بین رای دادن به دموکراتها و جمهوریخواهان در چرخش و نوسان هستند. 1. Witch-hunt : ساحرهگیری تعقیب یا جستجو و آزار یا مجازاتِ مردمی بود که به آنها انگ افسونگری زده بودند. ساحرهگیری اغلب با انتشار ترس یا هیستری جمعی همراه بودهاست. در بین سالهای ۱۴۵۰–۱۷۵۰ در جریان اصلاحات دینی و جنگهای سی ساله، هزاران نفر به جرم افسونگری شکنجه، سوزانده یا به دار آویخته شدند. تعداد قربانیان به علت از بین رفتن گزارش دادگاهها و اعدامهای سریع دقیقاً مشخص نیست، ولی تخمین تاریخدانان، رقم ۱۰۰ هزار نفر یا کمی بیش از آن است، که نیمی از شمار این اعدامها مربوط به امپراتوری مقدس روم در آلمان امروز میشود. در اصطلاح سیاسی امروزی، برخی سیاستمداران به این مفهوم با عبارت تعقیب مغرضانه هم اشاره میکنند. 2. The Global Magnitsky Act : لایحه ماگنیتسکی، با عنوان کامل قانون لغو اصلاحیه جکسون–وانیک برای روسیه و مولداوی و قانون پاسخگویی به حاکمیت قانون سرگئی ماگنیتسکی مصوب ۲۰۱۲، یک لایحه فدرال دوحزبی ایالات متحده است که در سال ۲۰۱۲ تصویب شد. این لایحه تحریمهایی را علیه مقامهای روسی اعمال میکند که مسئول مرگ سرگئی ماگنیتسکی—وکیل امور مالیاتی—در زندان مسکو در سال ۲۰۰۹ شناخته شدهاند. همچنین این لایحه اصلاحیهی جکسون–وانیک را لغو کرد و وضعیت «روابط تجاری عادی دائمی» را به روسیه و مولداوی اعطا نمود. این لایحه در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۲ توسط رئیسجمهور وقت، باراک اوباما، امضا شد و نقطهٔ عطفی در استفاده از تحریمهای هدفمند برای مقابله با نقض حقوق بشر بهشمار میآید. در ادامه، لایحه جهانی پاسخگویی به حقوق بشر ماگنیتسکی در سال ۲۰۱۶ بهعنوان بخشی از لایحه تخصیص بودجه دفاعی ملی ایالات متحده برای سال مالی ۲۰۱۷ تصویب شد. این لایحه چارچوب اولیه را گسترش داد تا امکان تحریم مقامهای خارجی در سراسر جهان را بهدلیل نقض حقوق بشر یا فساد گسترده فراهم کند. ابزارهای این تحریم شامل مسدودسازی داراییها و ممنوعیت ورود به خاک ایالات متحده است.
برچسبها: سیاست خارجی آمریکا, بریکس, چین, روابط خارجی
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۴ساعت 10:44  توسط یداله فضل الهی
|
|
|